فیزیک برای زندگی

وبسایتی ویژه ی تمامی دوستاران فیزیک

فیزیک برای زندگی

وبسایتی ویژه ی تمامی دوستاران فیزیک

فیزیک برای زندگی

وبسایت فیزیک برای زندگی ، به جهت آموزش فیزیک ( برای علاقه مندان در تمامی گروه های سنی ) توسط موسسه ی آموزشی فرهنگی محمد راه اندازی شده است. این وبسایت برای کلیه ی علاقه مندان به فیزیک ، دانش آموزان و اساتید دانشگاه دارای مطالبی مفید و غنی شده می باشد که می تواند ضمن ارتقای سطح علمی شما ، برای زندگی بهتر به شما کمک کند. ما ، می کوشیم تا مطالب فیزیک را به روشی نوین آموزش دهیم و درک و فهم آن را ساده تر سازیم .
بی صبرانه منتظر نظرات ، انتقادات و پیشنهادات شما هستیم.
http://physics1.blog.ir

دیدگاه شما !
در حال تکمیل ...
آخرین دیدگاه ها

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مکانیک» ثبت شده است

۱۴فروردين

سرعت چیست ؟! » اگر هم اندازه ی سرعت و هم جهت جسمی را بدانیم ، یعنی سرعت آن را می دانیم ! مثلا ، اگر اتومبیلی با 60km/h ( بخوانید : شصت کیلومتر در ساعت ! ) حرکت کند ، فقط اندازه ی سرعت آن را می دانیم . اما اگر بگوییم با 60km/h به طرف شمال حرکت می کند ، سرعت آن را مشخص کرده ایم ! اندازه ی سرعت تنها توصیف سریع بودن جسم و سرعت هم میزان سریع بودن و هم جهت آن است . چون سرعت ، علاوه بر اندازه ، جهت را هم مشخص می کند ، پس یک کمیت برداری خوانده می شود ( کمیت برداری کمیتی در فیزیک است که علاوه بر اندازه ، دارای راستا و جهت مشخص نیز می باشد . ) شاید بدانید که نیرو کمیتی برداری است . بر عکس ، کمیت هایی را که برای توصیف آن ها فقط اندازه کافی است ، کمیت های نرده ای می نامند بنابراین ، اندازه ی سرعت کمیتی نرده ای است ! 

سرعت ثابت

اندازه ی سرعت ثابت به معنی اندازه ی سرعت پایاست ! چیزی که اندازه ی سرعتش ثابت است ، سرعت نمی گیرد و کند هم نمی شود ! از سوی دیگر ، سرعت ثابت به معنای اندازه ی سرعت ثابت و جهت ثابت است . جهت ثابت خط راست است ( مسیر جسم خم نمی شود ! ) پس ، سرعت ثابت به معنی حرکت در خط راست با اندازه ی سرعت ثابت است . 

سرعت متغیر

اگر اندازه ی سرعت یا جهت آن ( یا هر دو آن ها ) تغییر کند ، سرعت تغییر می کند . مثلا ، اتومبیلی که در مسیر منحنی حرکت می کند ، ممکن است اندازه ی سرعتی ثابت داشته باشد ، ولی چون جهتش تغییر می کند ، سرعتش ثابت نیست . در مطالب بعدی " فیزیک برای زندگی " خواهیم دید که این اتومبیل شتاب می گیرد ! 

یک نکته کوچک : توجه !!! کنید که اندازه ی سرعت با سرعت فرق داره ! مثلا وقتی می خواهیم اندازه ی سرعت یک متحرک رو مشخص کنیم باید فقط مقدار عددی سرعت رو بگیم اما اگر بخوایم سرعت یه متحرک رو مشخص کنیم اگر فقط اندازش رو مشخص کنیم کافی نیست ! بلکه باید جهتش رو هم مشخص کنیم ( جهتی که متحرک حر کت می کنه ! ) چون سرعت یک کمیت برداری است . امیدواریم خوب متوجه شده باشید . 

در مطالب بعدی با شتاب و سایر مفاهیم آشنا خواهیم شد ... 

*** در راستای بهبود این مطلب پیشنهادی دارید ؟! در بخش نظرات همین مطلب مطرح کنید . 

برای آشنایی با موارد مرتبط  ، دیگر مطالب وبسایت فیزیک برای زندگی را ببینید ...

نظر شما در مورد این مطلب چیست ؟ در بخش نظرات منتظریم !

با فیزیک برای زندگی همراه باشید ...

گروه فیزیک
۲۴دی

اندازه ی سرعت »» مردم قبل از زمان گالیله ، چیز های متحرک را صرفاً به صورت « کند » یا « تند » توصیف می کردند . این توصیف مبهم بود . شهرت گالیله به خاطر آن است که نخستین کسی بود که اندازه ی سرعت را با تقسیم مسافت پیموده شده بر زمان سپری شده اندازه گرفت : 

به طور مثال ، دوچرخه سواری که 30 متر را در مدت 2 ثانیه طی می کند ، دارای اندازه ی سرعت 15 متر در ثانیه است . 

هر ترکیبی از یکاهای فاصله و زمان برای اندازه گیری اندازه ی سرعت مجاز است ؛ برای وسیله های نقلیه ی موتوری یا فاصله های طولانی ، معمولاً از یکاهایی چون کیلومتر در ساعت (km/h) یا مایل در ساعت (mi/h) استفاده می شود . برای بیان فاصله های کوتاه تر ، متر در ثانیه (m/s) سودمند تر است . نماد خط مورب (/) « در » خوانده می شود و به معنی « تقسیم بر » است ؛ مثلاً وقتی می گوییم سرعت یک خودرو 60 کیلومتر در ساعت است به این معناست که این خودرو در مدت زمان 1 ساعت ، 60 کیلومتر را می پیماید . ما ، در فیزیک بیش تر از متر در ثانیه (m/s) استفاده می کنیم . جدول زیر ، برخی اندازه ی سرعت های تطبیقی را بر حسب یکاهای متفاوت نشان می دهد . ( تبدیل بر مبنای 1mi = 1609/334 m و 1h = 3600 s صورت گرفته است . ) 

اندازه ی سرعت

اندازه ی سرعت لحظه ای

اندازه ی سرعت اجسام متحرک معمولاً تغییر می کند . مثلاً ، شاید یک اتومبیل در خیابان با اندازه ی سرعت 50km/h حرکت کند ، پشت چراغ قرمز اندازه ی سرعتش به 0km/h برسد ، و به واسطه ی ترافیک سرعتش دوباره فقط به 30km/h برسد . با نگاه کردن به سرعت سنج اتومبیل می توانید بگویید که سرعت آن در هر لحظه چقدر است . این اندازه ی سرعت در هر لحظه ،  اندازه ی سرعت لحظه ای است . اتومبیلی که با اندازه ی سرعت 50km/h  حرکت می کند معمولاً کمتر از یک ساعت با این اندازه ی سرعت حرکت می کند . اگر این اتومبیل یک ساعت تمام با این اندازه ی سرعت حرکت کند ، مسافت 50 کیلومتر را طی می کند . اگر فقط نیم ساعت با این سرعت حرکت کند ؛ نصف این مسافت یعنی 25 کیلومتر را طی می کند . اگر فقط یک دقیقه با این سرعت حرکت کند ، مسافت پیموده شده کمتر از 1 کیلومتر خواهد بود . 

اندازه ی سرعت متوسط

در برنامه ریزی سفر با اتومبیل ، راننده معمولاً می خواهد زمان سفر را بداند . راننده به اندازه ی سرعت متوسط علاقه مند است . اندازه ی سرعت متوسط به صورت زیر تعریف می شود : 

اندازه ی سرعت متوسط

که این اندازه ی سرعت متوسط به راحتی محاسبه می شود . 

مثلاً اگر مسافت 80 کیلومتر را در مدت 1 ساعت طی کنیم ، اندازه ی سرعت متوسط 80 کیلومتر در ساعت است . اگر دز 4 ساعت 320 کیلومتر مسافت را طی کنیم ، باز اندازه ی سرعت متوسط 80 کیلومتر بر ساعت است . 

اندازه ی سرعت متوسط

می بینیم که ، اگر فاصله بر حسب کیلو متر ( km ) بر زمان بر حسب ساعت ( h ) تقسیم شود ، پاسخ بر حسب کیلومتر در ساعت ( km / h ) به دست می آید . 

چون اندازه ی سرعت متوسط مسافت کل تقسیم بر زمان کل است ، پس اندازه ی سرعت های مختلف و تغییرات آن در طول بازه های زمان کوتاه تر را نشان نمی دهد . 

در اغلب سفر ها ، اندازه ی سرعت های متفاوتی را تجربه می کنیم ، بنابراین اندازه ی سرعت متوسط اغلب با اندازه ی سرعت لحظه ای کاملاً متفاوت است . 

اگر اندازه ی سرعت متوسط و زمان سفر را بدانیم ، یافتن فاصله ی طی شده آسان است . از بازآرایی ساده ی تعریف بالا چنین بدست می آوریم . 

زمان × اندازه ی سرعت متوسط = کل مسافت پیموده شده

مثلاً اگر اندازه ی سرعت متوسط شما در یک سفر 4 ساعته 80 کیلومتر در ساعت باشد ، مسافت کل 320 کیلومتر را طی می کنید . 

برای آشنایی با موارد مرتبط  ، دیگر مطالب وبسایت فیزیک برای زندگی را ببینید ...

نظر شما در مورد این مطلب چیست ؟ در بخش نظرات منتظریم !

با فیزیک برای زندگی همراه باشید ...

گروه فیزیک
۲۴تیر

نیروی خالص » تغییر در حرکت ناشی از یک نیرو یا ترکیبی از آنهاست ( در ادامه ی مطالب تغییر حرکت را شتاب خواهیم خواند ) . نیرو به ساده ترین شکل ، به صورت فشار یا کشش است ، منبع آن می تواند گرانشی ، الکتریکی ، مغناطیسی ، یا صرفاً تلاش عضلانی باشد . وقتی بیش از یک نیرو بر جسمی وارد شود ، نیروی خالص  را در نظر می گیریم . مثلاً ، اگر شما و دوستتان جسمی را با نیرو های مساوی در یک جهت بکشید ، نیرو ها با هم ترکیب می شوند و نیروی خالصی دو برابر نیروی شما تولید می کنند . اگر هر یک از شما با نیرو های مساوی جسمی را در جهت های مخالف بکشید ، نیروی خالص صفر می شود . نیرو های مساوی و در جهت های مخالف اثر هم را خنثی می سازند . یکی از نیرو ها را می توان منفی نیروی دیگر در نظر گرفت ، و جمع جبری آن دو صفر می شود ، که نیروی خالص حاصل را صفر می سازد .

شکل 1 در زیر ، نشان می دهد که نیرو ها چگونه با هم ترکیب می شوند و نیروی خالصی را تولید می کنند . جفت نیروی 5 پوندی در یک جهت نیروی خالص 10 پوندی را به وجود می آورند  . اگر 10 پوند نیرو به طرف راست و 5 پوند به طرف چپ وارد شود ، نیروی خالص 5 پوند به طرف راست وارد می شود ( نیرو ها در این شکل با پیکان نشان داده شده اند ) .  کمیتی چون نیرو را که هم اندازه دارد و هم جهت کمیت برداری می نامند . کمیت های برداری در فیزیک را می توان با پیکان هایی نشان داد که طول و جهت آن ها اندازه و جهت آن کمیت را نشان می دهد ( در ادامه ی مطالب فیزیک برای زندگی بیشتر درباره ی بردار ها صحبت می کنیم ) .

نیروی خالص

شکل 1 - نیروی خالص

مطالب مرتبط : کوپرنیک و زمین متحرک ، ارسطو و حرکت  ، آزمایش گالیله و سطح شیب دار ، قانون اول حرکت نیوتون

نظر شما در مورد نیروی خالص چیست ؟ در بخش نظرات منتظریم !

با فیزیک برای زندگی همراه باشید ...

گروه فیزیک
۲۲تیر

گالیله و سطح شیب دار » ارسطو ناظر زیرک طبیعت بود ، بیشتر به مسئله های اطراف خود می پرداخت تا موارد مجردی که در محیط رخ نمی داد . در حرکت همواره محیط مقاومی پون هوا یا آب دخیل است . به اعتقاد او ، خلأ ناممکن بود و در نتیجه توجه چندانی به حرکت در نبود محیط برهم کنش کننده نداشت . به این دلیل است که ارسطو معتقد بود جسم به فشار یا کشش برای تداوم حرکت خود نیاز دارد ، و گالیله وقتی منکر این اصل اساسی شد که گفت ؛ اگر مانعی بر سر راه حرکت جسم متحرک وجود نداشته باشد ، جسم همواره به حرکت خود در خط راست ادامه می دهد و هیچ فشار ، کشش ، یا نیروی دیگری لازم نیست .
گالیله این فرضیه را با حرکت اجسام متفاوت روی سطح های شیب دار با زاویه های متفاوت آزمایش کرد . او متوجه شد که گوی ها هنگام غلتیدن رو به پایین روی سطح های شیب دار سرعت می گیرند ، در حالی که هنگام غلتیدن رو به بالا سرعتشان کم می شود . او ، با توجه به این موضوع ، استدلال کرد که سرعت گوی هایی که روی صفحه ی افقی می غلتند نه افزایش می یابد و نه کاهش . گوی سرانجام نه به سبب « سرشت » خود بلکه به واسطه ی اصطکاک متوقف می شود . گالیله این نظر را با مشاهده ی حرکت روی سطح های هموار تر تأیید کرد . وقتی اصطکاک کمتر بود ، حرکت اجسام مدتی طولانی تر تداوم داشت ؛ با اصطکاک کمتر ، حرکت به سرعت ثابت نزدیک می شد ، او ، استدلال کرد که در نبود اصطکاک یا دیگر نیروهای مخالف حرکت ، جسمی که به صورت افقی حرکت می کند به حرکت همیشگی خود ادامه خواهد داد .
این ادعا را آزمایش متفاوت و روش استدلال دیگری تأیید می کرد . گالیله دو سطح شیب دار خود را مقابل هم قرار داد . او مشاهده کرد گویی که از حالت سکون از بالای سطح شیب دار رها شود به پایین  می غلتد و از سطح شیب دار مقابل بالا می رود تا تقریباً به ارتفاع اولیه ی خود برسد . او استدلال کرد که فقط اصطکاک مانع بالا رفتن آن تا ارتفاع اولیه می شود ، زیرا گوی روی سطح های هموارتر بیشتر به ارتفاع اولیه نزدیک می شد . سپس شیب سطح رو به بالا را کم کرد . باز هم گوی تا همان ارتفاع بالا رفت ، اما اکنون باید مسافت بیشتری را طی می کرد . کم کردن بیشتر زاویه نتایج مشابهی به وجود آورد . سپس ، این پرسش را مطرح کرد : اگر سطح افقی طویلی داشته باشیم ، گوی چه مسافتی را باید طی کند تا به همان ارتفاع برسد ؟  پاسخ بدیهی این بود : برای همیشه - زیرا هرگز به ارتفاع اولیه نخواهد رسید . ( برگرفته از کتاب گفت و گو درباره ی دو علم جدید گالیله )
گالیله این را به صورت دیگری هم تحلیل کرد . چون حرکت رو به پایین گوی از سطح اول در تمام موارد یکسان است ، سرعت آن هنگام آغاز بالا رفتن از سطح دوم یکی است . اگر گوی از سطحی با شیب زیاد بالا برود ، سرعت خود را زود از دست می دهد . گوی روی سطح با شیب کمتر سرعت خود را کند تر از دست می دهد و مدت طولانی تری می غلتد . هرچه شیب رو به بالا کمتر باشد ، آهنگ کاهش سرعت گوی کند تر خواهد بود . در حالت حدی که شیبی وجود ندارد _ یعنی ، وقتی که سطح افقی است _ سرعت گوی نباید کاهش یابد . گوی در نبود نیروهای کند کننده حرکتی همیشگی و بدون کند شدن دارد . این ویژگی مقاومت جسم در برابر تغییر حرکت را لختی می نامیم .
مفهوم لختی گالیله نظریه ی حرکت ارسطو را بی اعتبار ساخت . ارسطو متوجه لختی نشد ، زیرا نمی توانست حرکت بدون اصطکاک را مجسم کند . طبق تجربه ی او ، تمام انواع حرکت در معرض مقاومت قرار داشتند ، و این واقعیت اساس نظریه ی حرکت او را تشکیل می داد . ناتوانی ارسطو در تشخیص سرشت اصطکاک _ یعنی ، نیرویی مثل هر نیروی دیگر _ مانع پیشرفت فیزیک به مدت 2000 سال ، تا زمان گالیله ، شد . یک کاربرد مفهوم لختی گالیله نشان می دهد هیچ نیرویی برای حرکت رو به جلو کره ی زمین وجود ندارد . راه برای ایزاک نیوتون باز شد تا نگرش جدیدی از عالم به وجود آورد .
خود آزمایی »» آیا درست است بگوییم لختی دلیل استمرار حرکت اجسام هنگامی است که دیگر نیرویی به آن ها وارد نمی شود ؟ پاسخ : به معنی دقیق ، نه . ما دلیل استمرار حرکت اجسام را وقتی نیرویی به آن ها وارد نمی شود نمی دانیم . این ویژگی اجسام مادی را که رفتاری این چنین پیش بینی پذیر دارند لختی می نامیم . می توانیم چیز های بسیاری را بفهمیم و برای آن ها برچسب و نام داریم . چیز های بسیاری هم وجود دارند که آن ها را نمی فهمیم ، و برای آن ها هم برچسب و نام داریم . آموزش از نام ها و برچسب ها تشکیل نشده است ، بلکه یادگیری آن است که چه پدیده هایی را درک می کنیم و کدام را درک نمی کنیم .

در سال 1642 ، چند ماه پس از درگذشت گالیله ، ایزاک نیوتون متولد شد . نیوتون در 23 سالگی ، قانون های معروف حرکت خود را مطرح کرد ، که سبب شکست کامل دیدگاه های ارسطویی شد که تقریباً دوهزار سال بر تفکر بهترین ذهن ها حکم فرما بود . در ادامه ی مطالب فیزیک برای زندگی ، اولین قانون نیوتون را بررسی می کنیم . این قانون باز تعریف مفهوم لختی است که گالیلئو گالیله قبلاً بیان کرده بود . ( سه قانون حرکت نیوتون ابتدا در یکی از مهم ترین کتاب های همه ی دوران ها ، پرینکیپیا ( اصول ) نیوتون ، منتشر شد . )

 


آزمایش گالیله و سطح شیب دار
گویی که از سطح شیب دار طرف چپ پایین می غلتد مستعد بالا رفتن تا همان ارتفاع روی سطح شیب دار طرف راست است .
اگر زاویه ی شیب سطح طرف راست کاهش یابد ، گوی باید مسافت بیشتری را بپیماید .

 

 

در ادامه بیش تر با ما همرا باشید تا به بقیه مطالب مرتبط با این موضوع بپردازیم ...

مطالب مرتبط : ارسطو را بیشتر بشناسید ، کوپرنیک و زمین متحرک ، ارسطو و حرکت  ، آزمایش گالیله و سطح شیب دار ، گالیله و برج کج ، قانون اول حرکت نیوتون

نظر شما در مورد این مقاله چیست ؟ در بخش نظرات منتظریم !

با فیزیک برای زندگی همراه باشید ...

گروه فیزیک
۲۲تیر

گالیله و برج کج » گالیله ، برجسته ترین دانشمند اوایل قرن هفدهم ، به دیدگاه زمین متحرک کوپرنیک اعتبار بخشید . او این کار را با بی اعتبار کردن نظریات ارسطو درباره حرکت انجام داد . گرچه او نخستین کسی نبود که مشکلات نظریات ارسطو را خاطر نشان می کرد ، اما اولین کسی بود که با مشاهده و آزمایش دلایل قانع کننده ای در این مورد مطرح کرد .

گالیله فرضیه ی سقوط اجسام ارسطو را به راحتی باطل کرد . می گویند که او اجسام با وزن های متفاوت را از بالای برج کج پیزا به پایین رها کرد و سقوطشان را مقایسه کرد . گالیله ، بر خلاف اظهارات ارسطو ، دریافت سنگی که وزنش دو برابر سنگ دیگر بود ، دو برابر تند تر سقوط نمی کند . او دریافت ، صرف نظر از تأثیر اندک مقاومت هوا ، اجسام با وزن های متفاوت وقتی همزمان رها شوند ، با هم فرو می افتند و به زمین برخورد می کنند . می گوییند گالیله یک بار جمعیت انبوهی را جمع کرد تا شاهد انداختن دو جسم با وزن های متفاوت از بالای برج باشند . بنابراین حکایت ، بسیاری از تماشاچیان این آزمایش گالیله که دیدند اجسام با هم به زمین برخورد کردند گالیله ی جوان را مسخره کردند و همچنان به تعالیم ارسطویی معتقد مندند .

خود آزمایی »» نظریات ارسطو منطقی و با مشاهده های روزمره سازگارند . پس ، اگر مکانیک در فیزیک آشنا نمشوید ، اظهارات ارسطو درباره ی حرکت معقول به نظر می رسد . اما با به دست آوردن اطلاعات جدید درباره ی قاعده های طبیعت ، احتمالاً در می یابید که ذهن شما از تفکر ارسطویی فراتر می رود !

در ادامه بیش تر با ما همرا باشید تا به بقیه مطالب مرتبط با این موضوع بپردازیم ...

مطالب مرتبط : ارسطو را بیشتر بشناسید ، کوپرنیک و زمین متحرک ، ارسطو و حرکت  ، آزمایش گالیله و سطح شیب دار ، گالیله و برج کج

نظر شما در مورد این مقاله چیست ؟ در بخش نظرات منتظریم !

با فیزیک برای زندگی همراه باشید ...

گروه فیزیک
۲۲تیر

هنگامی که در میان مردم عقاید ارسطو درباره ی حرکت را پذیرفته شد ،نیکولاس کوپرنیک ( Nicolaus Copernicus ) ، اختر شناس لهستانی(1473-1543) ، نظریه ی زمین متحرک خود را تدوین کرد.کوپرنیک چنین استدلال کرد که ساده ترین راه توجیه حرکت های مشاهده شده ی خورشید، ماه، و سیاره ها در آسمان این فرض است که زمین (و دیگر سیاره ها) به دور خورشید بگردند. او به دو دلیل سال ها کار کرد بدون آنکه اندیشه هایش را ابراز کند. اولین دلیل این بود که او از شکنجه می ترسید؛نظریه ای تا این حد متفاوت با باور متداول بدون شک حمله به نظام رسمی تلقی می شد. دلیل دوم آن بود که خود او در مورد آن به شدت تردید داشت؛ او نمی توانست اندیشه ی زمین متحرک را با اندیشه های متداول آشتی دهد.
سر انجام در روز های آخر عمر خویش،به اصرار دوستان نزدیکش،کتاب گردش افلاک آسمانی ( De Revolutionibus ) را به چاپخانه فرستاد . اولین نسخه ی این کار معروف در روز مرگ او ( 24 مه 1543 ) به دستش رسید.
اغلب ما واکنش کلیسای قرون وسطی به اندیشه ی حرکت زمین به گرد خورشید را می دانیم.چون دیدگاه های ارسطو به صورت بخش چشم گیری از تعالیم کلیسا در آمده بود، مخالفت با آنها تردید در کلیسا بود. برای بسیاری از رهبران کلیسا،اندیشه ی زمین متحرک نه تنها اقتدار آنها بلکه شالوده های ایمان و تمدن را نیز تهدید می کرد. چه خوب چه بد، این اندیشه ی جدید برداشت آنها از کیهان را زیر و رو می کرد – گرچه کلیسا سرانجام آن را پذیرفت.


برگرفته شده از : کتاب فیزیک مفهومی ( جلد اول - مکانیک )

انتشارات فاطمی

ویرایش دهم -صفحه ی 28 و 29

مطالب مرتبط : ارسطو را بیشتر بشناسید ، کوپرنیک و زمین متحرک ، ارسطو و حرکت  ، آزمایش گالیله و سطح شیب دار ، گالیله و برج کج

نظر شما در مورد این مقاله چیست ؟ در بخش نظرات منتظریم !

با فیزیک برای زندگی همراه باشید ...

گروه فیزیک
۲۱تیر

بیش از 2000 سال پیش ، دانشمندان یونان باستان با برخی از مفاهیم فیزیکی که امروزه مطالعه می کنیم آشنا بودند . آن ها شناخت خوبی از ویژگی های نور داشتند ، اما در مورد حرکت سردرگم بودند . یکی از نخستین کسانی که حرکت را به طور جدی بررسی کرد ارسطو ، برجسته ترین فیلسوف و دانشمند عصر خود در یونان باستان ، بود . ارسطو کوشید تا حرکت را با طبقه بندی توضیح دهد .

ارسطو و حرکت

ارسطو حرکت را به دو گروه اصلی حرکت طبیعی و حرکت قسری تقسیم کرد . ما هر یک از این دو نوع حرکت را نه به عنوان موضوع مطالعه بلکه فقط به صورت زمینه ای برای دیدکاه های کنونی حرکت به اختصار بررسی می کنیم .

ارسطو ادعا می کرد که حرکت طبیعی ناشی از " سرشت " هر جسم است و ناشی از ترکیب چهار عنصر ( خاک ، آب ، باد و آتش ) موجود در جسم است . به نظر او ، هر جسم موجود در عالم جایگاه مناسبی دارد که آن را همین " سرشت " تعیین می کند ؛ هر آنچه در جایگاه مناسب خود نباشد می کوشد به آن برسد . تکه سفالی از جنس خاک رس چون از خاک است اگر تکیه گاهی نداشته باشد همانا به زمین ( یا خاک ) فرو می افتد . دودی که مانعی بر سر راهش نباشد ، چون از جنس هواست ، یقیناً بالا می رود ؛ پری که آمیزه ای از خاک و هوا ولی بیش تر از خاک است یقیناً با سرعتی کم تر از سفال به زمین می افتد . او می گفت که اجسام سنگین تر و سخت تر تلاش می کنند . بنابراین ، استدلال ارسطو این بود که اجسام با سرعت متناسب با وزنشان فرو می افتند ؛ هر چه جسم سنگین تر باشد ، تندتر سقوط می کند .

حرکت طبیعی مانند حرکت تمام اجسام روی زمین ، یا مستقیم و رو به بالا یا مستقیم و رو به پایین بود ، یا مانند حرکت اجسام سماوی دایره ای بود . حرکت دایره ای برخلاف حرکت به بالا و پایین ، آغاز و پایانی ندارد و بدون هیچ انحرافی تکرار می شود . ارسطو اعتقاد داشت که قاعده های متفاوتی در آسمان ها حکم فرماست و ادعا می کرد اجسام سماوی کره های کاملی اند که از ماده ی کامل و تغییر ناپذیری ساخته شده اند که او آن را اثیر نامید ( اثیر جوهر پنجم است ، چهارتای دیگر خاک ، آب ، باد و آتش است ) . * تنها جسم سماوی که می شد تغییر آشکاری را بر چهره اش مشاهده کرد ماه بود . مسیحیان قرون وسطی ، که هنوز تحت تأثیر تعلیمات ارسطو بودند ، می گفتند که عیب های ماه ناشی از نزدیکی آن به زمین و آلوده شدنش توسط زمین فاسد است ! *

حرکت قسری ، گروه دیگر حرکت ارسطویی ، ناشی از نیرو های فشاری یا کششی بود . حرکت قسری حرکت تحمیلی بود . شخصی که ارابه ای را هل می دهد یا وزنه ای سنگین را بلند می کند ، مانند کسی که سنگی را پرتاب می کند یا کسی که برنده ی مسابقه ی طناب کشی می شود حرکت را تحمیل می کند . باد حرکت را بر کشتی تحمیل می کند . سیلاب ها آن را به تخته سنگ ها و تنه ی درختان تحمیل می کنند . نکته ی اساسی در مورد حرکت قسری علت خارجی آن بود که به اجسام منتقل می شد ؛ آن ها خود به خود و به واسطه ی " سرشت " خود حرکت نمی کردند ، بلکه فشار ها و کشش ها آن ها را به حرکت در می آورد .

مفهوم حرکت قسری دشواری های خود را داشت ، زیرا فشار ها و کشش های بانی آن همواره نمایان نیستند . مثلاً ، زه کمان پیکان را تا هنگام رها شدن از کمان به حرکت در می آورد ؛ پس از آن ، توضیح حرکت بعدی پیکان ظاهراً به عامل محرک دیگری نیاز دارد . بنابراین ، ارسطو فرض کرد که شکافته شدن هوا ، بر اثر حرکت پیکان ، با هجوم هوا برای جلوگیری از تشکیل خلأ عامل محرکی را در پشت آن به وجود می آورد . پیکان به همان صورتی در هوا به پیش رانده می شود که قالب صابونی که از یک سرش به آن فشار وارد کرده اید در وان حمام به حرکت در می آید .

باری ، ارسطو در تدریس می گفت که تمام حرکت ها ناشی از سرشت جسم متحرک یا بر اثر فشار یا کشش مداوم است . اگر جسم در محل مناسب حود باشد ، حرکت نمی کند مگر آنکه نیرویی به آن وارد شود . سوای اجرام سماوی ، وضعیت عادی اجسام ، حالت سکون ( ثابت بودن ) است .

اظهارات ارسطو درباره ی حرکت ، آغاز تفکر علمی بود ، و گر چه او این اظهارات را حرف آخر در این مورد نمی شمرد ، پیروانش تقریباً 2000 سال دیدگاه های او را مسلم فرض می کردند . در تفکر باستانی ، قرون وسطایی ، و اوایل دوره ی نوزایی سکون را بی چون و چرا حالت طبیعی اجسام دارد و چون نیرویی که بتواند زمین را به حرکت در آورد باور نکردنی بود ، به نظر آنان کاملاً روشن بود که زمین حرکت نمی کند !

خود آزمایی »» آیا عقل حکم نمی کند که ، طبق اعتقاد ارسطو ، زمین در جای مناسب خود و نیروی لازم برای حرکت آن باورنکردنی باشد ، همچنین زمین در این عالم ساکن باشد ؟

در ادامه بیش تر با ما همرا باشید تا به بقیه مطالب مرتبط با این موضوع بپردازیم ...

مطالب مرتبط : ارسطو را بیشتر بشناسید ، کوپرنیک و زمین متحرک ، ارسطو و حرکت  ، آزمایش گالیله و سطح شیب دار ، گالیله و برج کج

نظر شما در مورد این مقاله چیست ؟ در بخش نظرات منتظریم !

با فیزیک برای زندگی همراه باشید ...

گروه فیزیک

پشتیبانی

360 رنگ
حمایت از ما
خانه
درباره ما
همکاری با ما